سومین مناجات عرفانی در رابطه با آب

[ad_1]

تمام این معنای درست است ولی آب چیزی دیگر است 

معنی آب از نظر عارفان بزرگ دارای معانی متعددی به شرح زیر است :

1- آب یعنی علم :

          تعداد زیادی از عرفای بزرگ اسلامی در کتب و تفسیرهای عرفانی خود ، آب را  کنایه از علم و دانش می دانند و گویند که حیات زمین و نبات به آب بستگی دارد و حیات دل انسان نیز وابسته به علم و دانش است . محی الدین ابن عربی بنیان گذار عرفان نظری در کتاب فتوحات مکیه، علم را به آب تشبیه کرده ، زیرا علم سبب حیات روح است ، همچنانکه آب سبب حیات اجسام مادی است . آیه اله حسن زده آملی می گوید : آب در نشأة عنصری صورت علم و مظهر حیات است که تمام عنصریات را زنده دارد و حیات نفوس به علم است چنان که ابدان به آب .مرحوم حاج سید حیدر آملی در جامع الاسرار نیز آب را به علم تفسیر کرده است .

از این روست که در علم تعبیر خواب ، آب را مظهر علم دانسته اند و می گویند اگر کسی خواب ببیند که آب زلال می نوشد یا در آن شنا می کند به علم خواهد رسید و هر چه آن آب زلال تر باشد علم به دست آمده خالص تر خواهد بود .

2- آب یعنی حیات :

       معمولا” عارفان بالله همه موجودات را زنده و تسبیح گوی خدا می دانند ، البته حیات هر موجودی به حسب مرتبه وجودی خود اوست ، مرحوم حاج سید حیدر آملی در جامع الاسرا ر می گوید ؛ معنای آیه شریفه (( عرش خدا بر آب بود )) این است که عرش الهی بر آب حقیقی که همان حیات حقیقی ساری در همه موجودات است ، قرار داشت ، همانطوریکه آب یا روح  در اجسام  مادی جاری است .

        مرحوم ملا هادی سبزواری نیز در کتاب شرح اسماء الحسنی می گوید : مقصود از آب در آیه شریفه (( هر موجود زنده ای را از آب زنده آفریدیم )) ، آب حیات حقیقی است که در ظلمات فناء تعینات ممکنات جاری است . آیه اله حسن زاده آملی در این باره می گوید : سپس اصل هر چیز آب حیات است که مایه حیات اوست و وجود حی بدان زنده است .

 در روایتی از امام صادق ( ع ) نیز آمده است که شخصی از حضرتش سوال کرد طعم آب چگونه است ؟ امام پاسخ داد : طعم حیات است .

3- آب یعنی وجود منبسط :

          بعضی از عارفان اصل هستی را که شامل تمام موجودات است به آب تعبیر کرده اند. این آب از ازل تا ابد را فرا گرفته و هر موجودی نسبت به این وجود منبسط مثل نقش بر پرده است . استاد حسن زاده آملی می گوید : پس اصل هر چیزی آب حیات است و آن وجود منبسط است که آن را عماء گویند و اسم اعظم است . ملاصدرا در اسفار می گوید : بعید نیست مقصود تالس ملطی ، از این که گفته است اصل همه موجودات آب است همان وجود منبسط نزد عارفان باشد. مرحوم حاج ملا هادی سبزواری نیز در کتاب شرح الاسما الحسنی می گوید یکی از نهرهای معنوی نهر بزرگی است که از دریای آب حیات که همان هویت ساریه است منشعب شده و در همه اشیائ جاری است.

4– آب یعنی آب قدس :

        از نظر عارفان هیچ پاکی بالاتر از این نیست که انسان تنها و تنها به یاد خدای متعال بوده و از هر چیزی جز او چشم بپوشد و به مقام فناء فی الله برسد. در این خصوص هیچ تعبیری بهتر و زیباتر از کلام امام صادق(ع) نیست که می فرماید : بهشتیان آبی را می نوشند که آنان را از هر چیزی جز خداوند متعال پاک می کند . کاشانی نیز در شرح خود می گوید : سومین مطهر ، نفسی است که با آب قدس یعنی شهود از لوث غیریت و حدوث پاک شده باشد.

5- آب یعنی نور تجلی خدا :

       تجلی نور خدا چیزی نیست که بتوان با علم حصولی آن را درک کرده و یا بدست آورد، بلکه هر کسی باید با علم حضوری با آن رابطه برقرار کند و در این صورت شخص سالک از خود بی خود شده و غیر از خدای متعال چیزی در سر و باطن او نخواهد بود . خواجه عبدالله انصاری در شرح منازل السائرین در این خصوص محبت را نخستین وادی فنای سالک دانسته و می گوید :    محبت اولین منزل فناست که سیل بنیان کن آن به سرزمین های هستی سالک جاری شده و او را به وادی محو      می کشاند . قاسانی در شرح این جمله می گوید : این تعبیری است لطیف که از نور تجلی به آب تعبیر کرده که همچون سیلی خروشان بنیان هستی امکانی سالک را به وادی فنا می کشاند . در این حالت عارف همه تعینات امکانی را از دست داده و به حق متصل می شود و این را به مقام فنا تعبیر می کند .

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *